«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع اِ) جِ ظعینه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جِ ظُعُن و ظُعن و ظعائِن. ججِ ظعینه. (اقرب الموارد). ظعُنات. (اقرب الموارد) (متن اللغه). جِ ظعینه، بمعنی هودج و زن مادام که در هودج باشد. (آنندراج)(1). رجوع به ظعینه و کلمه های مرادف آن شود. (1) - در متن اللغه چنین است: زن مادامی که در هودج باشد یا هودجی که در آن زن باشد یا زن و هودج بی هیچ قیدی.