افسانه کردن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ نَ / نِ کَ دَ] (مص مرکب)شهره کردن. مشهور ساختن :
ما را برندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه.حافظ.
حزین افسانه کرد آخر بهر محفل غم دل را.
حزین اصفهانی (از ارمغان آصفی).
|| سخن گفتن از :
نام تو گفتن نیارم لیک مقصودم توئی
گر حدیث بو و یا افسانهء گل میکنم.جامی.
و رجوع به افسانه شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر