«لغت نامه دهخدا»
[اَفْ دَ شَ کَ دَ] (مص مرکب) افیون در شراب ریختن. بیهوش گردانیدن و شدن. مشک در شراب کردن. از پر کار شدن. از هر کار رفتن. از دست شدن و رفتن. از دست بردن. از دست بیرون بردن. از هوش بردن. (مجموعهء مترادفات ص72).