«لغت نامه دهخدا»
[اِ گِ رِ تَ] (مص مرکب)خوگر شدن. انس گرفتن. الفت داشتن. مونس شدن. دوست و همدم گردیدن: مؤالفه؛ الف گرفتن. (تاج المصادر بیهقی) : شیر... با او الفی تمام گرفت. (کلیله و دمنه).