«لغت نامه دهخدا»
[اَ گُ] (نف مرکب، اِ مرکب) انگشتری. انگشتر: الخاتم زینه الرجال و اسمه بالفارسیه «انگشت آرای». (ابواحمدبن ابی بکر الکاتب در مناظره با فقیهی در امر تختم بیمین، از جزء رابع یتیمه الدهر).