انگورک

«لغت نامه دهخدا»

[اَ رَ] (اِ مرکب) مردمک دیده. (انجمن آرا) (آنندراج). سیاهی چشم. (یادداشت مؤلف) :
انگورک چشم ماست خالت گویی
کزعین سواد مردم دیده فتاد.
مولوی (از آنندراج)(1).
|| بثوری که از انصباب مواد عفنه در بدن پیدا می شود. (آنندراج) :
پیش آنکس که برد نشئه ز بول نمکی
دختر رز بود انگورکی و آتشکی.
اشرف (از آنندراج).
|| نوعی از عنکبوت را نیز گویند. (آنندراج) (انجمن آرا). قسمی رتیل. (یادداشت مؤلف).
(1) - در برگه یادداشتی به شمس الدین سرایی و در انجمن آرا به شمس شیرازی نسبت داده شده.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر