«لغت نامه دهخدا»
[مِ] (ص مرکب)(1) سخته. که معیار دارد. بقاعده. مرتب و منظم. سنجیده : سخن باید که بامعیار باشد که پرگفتن خران را بار باشد.نظامی. و رجوع به معیار شود. (1) - از با+ معیار.