«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (اِ)(1) پیرامون دهان را گویند مطلقاً خواه از انسان و خواه از حیوان دیگر. (برهان قاطع). پیرامون دهن. پوز. برپوز. برپوس. (فرهنگ جهانگیری). اطراف دهن. گرداگرد دهان. بتپوز. بدفوز. (فرهنگ ضیاء). گرداگرد دهان حیوانات و انسان. (ناظم الاطباء) : عاریت داده پدر سبلت و ریش و بتفور(2) به بخارا شده هنگام صبی علم آموز.سوزنی. شاید صورتی یا تصحیفی از بتفوز باشد. رجوع به بتفوز شود. || اطراف بینی. (ناظم الاطباء). || گرداگرد کلاه. || منقار مرغان. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). (1) - صاحب برهان گوید بتغور نیز نوشته اند. (2) - شاهد بتفوز هم آمده است.