«لغت نامه دهخدا»
[بِ تَ] (ق مرکب)(1) تقریباً. (ناظم الاطباء). || با حرکت تقریب که نوعی است از حرکات اسب. رجوع به تقریب شود : همی راندم فرس را من بتقریب چو انگشتان مرد ارغنون زن.منوچهری. (1) - از: ب + تقریب.