بتقریب

«لغت نامه دهخدا»

[بِ تَ] (ق مرکب)(1) تقریباً. (ناظم الاطباء). || با حرکت تقریب که نوعی است از حرکات اسب. رجوع به تقریب شود :
همی راندم فرس را من بتقریب
چو انگشتان مرد ارغنون زن.منوچهری.
(1) - از: ب + تقریب.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر