«لغت نامه دهخدا»
[بِ کَ] (اِ) مالهء برزیگری را گویند و آن تخته ای باشد که زمین شیار کرده را بدان هموار کنند. (انجمن آرای ناصری) (برهان قاطع) (آنندراج). تخته ای که برزگران بر زمین شیارکرده کشند تا کلوخهای او شکسته گردد. (فرهنگ رشیدی). مالهء برزیگران. (ناظم الاطباء). || ماله. (فرهنگ رشیدی). || (اِمص) سر باز زدن. (فرهنگ رشیدی). سرباز زدن از طعام. میل طعام نکردن به سبب سیری(1). (برهان قاطع). بتکندن. بتکندیدن. و در این صورت بتکن امر از این مصدر خواهد بود. سر باز زدن. (فرهنگ رشیدی). میل نکردن. (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). نخواستن خوراکی شام و ناهار. نفرت از طعام. (ناظم الاطباء). || درد سری که از بدهضمی پدید آید. (ناظم الاطباء). (1) - این کلمه به صورت بپکن نیز آمده است. و رجوع به بپکن شود.