بتکندن

«لغت نامه دهخدا»

(1) [بِ کَ دَ] (مص) از غایت سیری میل به طعام نکردن و چیزی نخوردن. (برهان قاطع). سر باز زدن از طعام از غایت سیری. (فرهنگ رشیدی). نفرت داشتن از طعام. (ناظم الاطباء). || آزار یافتن از بدهضمی طعام و تهوع داشتن. (ناظم الاطباء).
(1) - در فرهنگ نظام با کاف پارسی آمده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر