بجای داشتن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ تَ] (مص مرکب)باقی گذاشتن. نگه داشتن : چون به بلوغیت رسید شیث وفات یافت و انوش دین پدر بجای داشت. (قصص الانبیاء ص29). || بموقع نهادن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر