«لغت نامه دهخدا»
[بَ نوز وَ] (ص مرکب) رعددار. دارای رعد : عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من ابر بهارگاهی و بخنورور مطر(1). (از یادداشت مؤلف). و رجوع به بخنو شود. (1) - نظیر همین شاهد با تغییراتی در فیش دیگری به صورت بخنو آمده است و رجوع به بخنو شود.