بخنورور

«لغت نامه دهخدا»

[بَ نوز وَ] (ص مرکب) رعددار. دارای رعد :
عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من
ابر بهارگاهی و بخنورور مطر(1).
(از یادداشت مؤلف).
و رجوع به بخنو شود.
(1) - نظیر همین شاهد با تغییراتی در فیش دیگری به صورت بخنو آمده است و رجوع به بخنو شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر