بزرگی

«لغت نامه دهخدا»

[بُ زُ] (اِخ) بانوی شاعری که اصلش از کشمیر است و در عهد جهانگیر پادشاه، ترک پیشهء خود کرد و در گوشهء قناعت خزید. روزی چهار تن شاعر بدیدن او رفتند بار نداد و در همان حال پسربچه ای عرب که خالی از تعشق نبود اجازهء ملاقات یافت و این حال بر شاعران مذکور گران آمد و رباعی زیر را نوشته برایش فرستادند :
ای شیوهء کفر و دین بهم ساخته ای
غم را بوجود خود عدم ساخته ای
آثار بزرگی ز جبینت پیداست
گه با عرب و گه به عجم ساخته ای.
وی بر بداهه بیت زیر را در جواب آنان نوشت و نزد آنها فرستاد:
روزی که نهادیم درین دیر قدم را
گفتیم صلاح است عرب را و عجم را.
(از مرآت الخیال ص335).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر