بسمل شدن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ مِ شُ دَ] (مص مرکب)ذبح شدن. کشته شدن :
بسمل خنجر اخلاص شو ار میخواهی
که بتیغ ملک الموت نگردی مردار.
مولانا قطب عتیقی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر