«لغت نامه دهخدا»
[بِ دَ] (مص)(1) پراکنده کردن و پریشان کردن. (ناظم الاطباء) : آن گیسوی مشکبار خوش بشپول وان چرخ(2) گهرفشان چو دریا کن. شرف شفروه (از جهانگیری و انجمن آرا). (1) - صاحب انجمن آرا کلمه را به صورت بشپول آورده. (2) - ن ل: این جزع. (انجمن آرا).