«لغت نامه دهخدا»
[بَ وَ] (ع مص) بقاوت. نگریستن و نظر کردن بسوی کسی. || انتظار کردن کسی را و حفظ و نگاهبانی کردن کسی را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (آنندراج). || ابقه بقاوتک مالک، یا ابقه بقوتک مالک؛ نگاهدار او را چنانکه نگاه می داری مال خود را. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).