بقوقه

«لغت نامه دهخدا»

[بَ قَ] (ع اِ) نوعی قلقاس. لوف. صلیان. سبط(1). (دزی ج1 ص102). صاحب اقرب الموارد در ذیل لوف آرد: نباتی است دارای برگهای سبز که بر روی زمین گسترده شود و نی مانندی در میان آن پیدا آید که میوه بر سر آن پدید آید و آنرا پیازی شبیه پیاز دشتی است و نزد عوام از گیاهان دارویی باشد.
(1) - Arum.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر