بکار

«لغت نامه دهخدا»

[بِ] (حرف اضافه + اسم)
- بکاری پرداختن؛ اشتغال بدان. (از منتهی الارب).
- بکاری در شدن؛ آغاز کردن کاری. اشتغال بکاری. شروع کردن کاری.
- بکاری قیام کردن؛ انتصاب. (از تاج المصادر بیهقی). تولی. (ترجمان القرآن).
- بکاری نصب کردن؛ بکاری گماشتن. منصوب کردن به شغلی. به کاری واداشتن. و رجوع به کار شود.
- بکاری واداشتن؛ بکاری گماشتن. بکاری نصب کردن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر