بندگان

«لغت نامه دهخدا»

[بَ دَ / دِ] (اِ) جمع بنده :
خدای را نستودم که کردگار من است
زبانم از غزل و مدح بندگانش بسود.
رودکی.
بندگان گناه کنند و خداوندان درگذرند. (تاریخ بیهقی). و بدست بندگان جز سعی و جهدی به اخلاص نباشد. (کلیله و دمنه).
بندگان را که از قدر حذر است
آن نه زیشان که آن هم از قدر است.سنایی.
رجوع به بنده شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر