«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (ع اِ) جِ بادیه. (آنندراج) (غیاث) (ناظم الاطباء). جِ بادیه. صحراها. (فرهنگ فارسی معین) : زنهار خواست تا مگر عواری آن هول و بوادی آن حول بتضرع و ابتهال به زوال رساند. (ترجمهء تاریخ یمینی).