«لغت نامه دهخدا»
[بَ نَ / نِ] (نف مرکب) بهانه جو. بهانه طلب. (فرهنگ فارسی معین). -امثال: علی بهانه گیر است؛ بر کسی اطلاق کنند که برای انجام هر کاری عذری آورد.