بهره جوی

«لغت نامه دهخدا»

[بَ رَ / رِ] (نف مرکب)سودجوی. جویندهء سود. نفع طلب :
دند و ملک یکی شمر و بهره جوی باش
از بدرهء زر ملک و از پشیز دند.
؟ (از یادداشت بخط مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر