بی آلتی

«لغت نامه دهخدا»

[لَ] (حامص مرکب) ساز و برگ نداشتن. محروم بودن از وسایل و اسباب :
ز بی آلتی وانماندم بکنج
جهان باد و از باد ترسد ترنج.نظامی.
نفس اژدرهاست او کی مرده است
از غم بی آلتی افسرده است.مولوی.
و رجوع به مادهء قبل شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر