بی شمع

«لغت نامه دهخدا»

[شَ] (ص مرکب) (از: بی + شمع) تاریک. بی فروغ و روشنایی :
محفل بی شمع را هیچ نباشد فروغ
مجلس بی دوست را هیچ نباشد نظام.
سعدی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر