«لغت نامه دهخدا»
[بَ / بِ عَ شِ کَ تَ](مص مرکب) نقض کردن بیعت. برگشتن از بیعت : از ملکان، عهد تو هرکه شکست از نخست مذهب باطل گرفت بیعت داور شکست. انوری.