«لغت نامه دهخدا»
[یَ دَ] (مص) افشاندن: بیفشاندن بر؛ نثار کردن. (یادداشت مؤلف). || تکانیدن: تجثجث؛ بیفشاندن مرغ پر خود را. (منتهی الارب). رجوع به افشاندن شود.