بی کفو

«لغت نامه دهخدا»

[کُفْوْ](1) (ص مرکب) (از: بی + کفو) بی نظیر. بی مثل. بی شبه. بی عدیل. بی همال. بی مانند. بی همسر. (یادداشت مؤلف) :
به مجلس خدایگان بی کفو
که نافریده همچو او خدای او.منوچهری.
در امارت بده بی کفو و شبیه
در وزارت شده بی مثل و نظیر.سوزنی.
رجوع به کفو شود.
(1) - در شعر بضم فاء و واو غیرساکن نیز آمده است بر وزن بی رفو.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر