بی گذاره

«لغت نامه دهخدا»

[گُ رَ / رِ] (ص مرکب) (از: بی + گذاره) که گذاره ندارد. که ممر و معبر ندارد. که گذرگاه ندارد. || به هدف ناخورده و عبورناکرده از هدف :
بزد هم بر آنگونه ده چوبه تیر
بر او آفرین کرد برنا و پیر
از آنها یکی بی گذاره نماند
همی هر کسی نام یزدان بخواند.فردوسی.
رجوع به گذاره شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر