بی مسمی

«لغت نامه دهخدا»

[مُ سَمْ ما] (ص مرکب) (از: بی + مسمی) نامزد نشده: اسم بی مسمی؛ اسمی که دارای نامزد نباشد. (ناظم الاطباء). در تداول عامه، اسم بی مسمی بدان گویند که مطابق با حقیقت نباشد چون اسم کافور برای برزنگی که اسمی است بی مسمی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر