«لغت نامه دهخدا»
[گِ رِ تَ] (مص مرکب) بیم زده شدن. ترسان شدن. قرین ترس گشتن : همه شیران بیشه بیم گیرند که مردان از زنان تعلیم گیرند.نظامی.