بی نظامی

«لغت نامه دهخدا»

[نِ] (حامص مرکب) آشفتگی. نابسامانی. بی نظمی :
چو بی نظامی دین را نظام خواهی داد
نظام دنیا را نک بی نظام باید کرد.
ناصرخسرو.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر