بینی پاک کردن

«لغت نامه دهخدا»

[کَ دَ] (مص مرکب)بینی افشاندن. بینی گرفتن. آب بینی خود را بدستمال و غیره زدودن. امتخاط. تمخط. مخط. (تاج المصادر بیهقی).
-امثال: بینی پاک کن پس حدیث ما کن. (از اسرارالتوحید).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر