بیو

«لغت نامه دهخدا»

[بیوْ] (اِ) کرمکی باشد که جامهء پشمین و کاغذ را بخورد و ضایع کند. (برهان) (از جهانگیری) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (از آنندراج). مصحف بید. (حاشیهء برهان چ معین). بید. پت. (یادداشت مؤلف): العث؛ بیو خوردن پشم را. عثه. (تاج المصادر بیهقی) :
شهاب قلاووز تو دیو به
به پشم زنخدانت در بیو به.پوربها.
ز عدلش گرگ با صد حیله و ریو
نهان گردد به پشم میش چون بیو.فخری.
ز عنکبوت فلک رشته های آتش رنگ
بتافت وز تف آن بر گلیم شب زد بیو.آذری.
|| بمعنای ارژن که نام درختی است. رجوع به ارژن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر