پناه جای

«لغت نامه دهخدا»

[پَ] (اِ مرکب) پناه گاه. جای استوار. ملجأ. مأمن. ملاذ. مِلوذَه. حرز. شنصیر. مناص. مجعم. وَزَر. محجأ. ضبع. مَلحَص. سِحن. ملاز. مَثمل. مفازه. مَلحج. لجاء. ملیز. مَعقِل. مفزع. مفزعه. مَأوی. مأواه. عوذ. عواذ. عیاذ. معاذ. مَعکد. مُعتصر. وَعْل. وَغل. قلعه؛ پناه جای بر کوه که از دشمن نگاهدارد. (منتهی الارب) . || بست.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر