پنبه بز

«لغت نامه دهخدا»

[پَمْ بَ / بِ بَ] (نف مرکب) پنبه وَز. پنبه زن(1). کسی که پنبه از هم باز کند. حلاج. نداف:
پنبه بزی(2) فاش کرد یک نکت از سر عشق
در همه عالم فتاد شور از آن مسئله.
نزاری قهستانی.
.
(فرانسوی)
(1) - Cardeur de coton (2) - حلاج، حسین بن منصور.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر