«لغت نامه دهخدا»
[پَ جَهْ] (اِ مرکب، ص مرکب)بدرازی پنجاه باع و قلاّج: که خواند تختهء عصیان تو که درنفتاد ز تخت پنجه پایه به چاهِ پنجه باز.سوزنی.