«لغت نامه دهخدا»
"[تِ پَ لَ دَ](مص مرکب) جامه از پوست پلنگ به تن کردن. ||(تعبیر مثلی) سخت بدشمنی و معادات برخاستن: یا رسول الله قریش بیکبار با تو پوست پلنگ پوشیده اند. (تفسیر ابوالفتوح رازی چ1 ج 5، ص102 س11). محتمل است این جمله ترجمهء تعبیری از عربی باشد. ط پوست پلنگی. [تِ پَ لَ] (ص نسبی مرکب) منسوب به پوست پلنگ با دو رنگ زرد و سیاه بدرازا کشیده(1). آلاپلنگی. چل. چلچل (در تداول مردم قزوین). (با تعبیر فوق بهتر آن است که (1) - Tigre,ee پوست ببری گفته شده)."