پوش کردن

«لغت نامه دهخدا»

[کَ دَ] (مص مرکب) بوش کردن. کوشش کردن: التجرمز، التجرد؛ پوش کردن در کاری یعنی کوشش. (مجمل اللغه). ||پنهان کردن. ذخیره نهادن:
آن دوره گوش خر سر سیکی فروش دزد
از هر خم عصیری دو دوره پوش کرد
یک یک چو چنبر دهلش کرد خار خار
بر یاد بوق میرهء بوسهل نوش کرد.سوزنی.
ط پوش کشان.
[کَ] (اِخ) دهی از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد، واقع در 12 هزارگزی شمال باختری دورود و هزارگزی باختر راه شوسهء دورود به بروجرد. جلگه، معتدل. دارای 243 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر