تدمیم

«لغت نامه دهخدا»

[تَ] (ع مص) (از «دم و») خون آلوده گردانیدن کسی را(1). || آسان کردن برای کسی راه را. || دادن کسی را راهی. || ساختن برای کسی راه را. || نزدیک گردانیدن راه را برای کسی، یا عام است. حیاک الله و قرب دارک گفتن مر کسی را. || ظاهر شدن برای کسی و بلاعوض دادن کسی را از مال خود. (منتهی الارب).
(1) - ظ. به این معنی مصحف تدمیه است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر