لغت نامه دهخدا

کلمه
اصبار
اصبار
اصباغ
اصباغ
اصبانیول
اصباهان
اصباهان
اصبح
اصبح
اصبح
اصبحی
اصبحی
اصبحی
اصبحی
اصبحی
اصبحی
اصبحی
اصبحی
اصبحی
اصبحی
اصبحی
اصبحی
اصبحیه
اصبر
اصبرار
اصبره
اصبع
اصبع
اصبع
اصبع
<صفحه 1193>