لغت نامه دهخدا

کلمه
اعبده
اعبر
اعبق
اعبل
اعبلین
اعبنقاء
اعبیه
اعتاء
اعتاب
اعتاب
اعتاد
اعتاق
اعتام
اعتباء
اعتباد
اعتبار
اعتبار
اعتبارات
اعتبارات ذهنیه
اعتبارات عقلیه
اعتبار افتادن
اعتبار بخشیدن
اعتبار برخاستن
اعتبار بردن
اعتبار داشتن
اعتبار رفتن
اعتبار شکستن
اعتبار عقلی
اعتبار کردن
اعتبار گرفتن
<صفحه 1262>