لغت نامه دهخدا

کلمه
افروختگی
افروختن
افروختنی
افروخته
افروخته چشم
افروخته شدن
افروخته کردن
افرودیجان
افرودیس
افرودیسی
افرودیسیا
افروز
افروزا
افروزان
افروزاندن
افروزانیدن
افروزش
افروزندگی
افروزندن
افروزنده
افروزه
افروزی
افروزیدن
افروسالین
افروسالینوس
افروسالیین
افروشه
افروطشال
افروغ
افروغ
<صفحه 1323>