لغت نامه دهخدا

کلمه
برک
برک
برک
برک
برک
برک
برک
برکاء
برکاپوز
برکاپوس
برکات
برکات
برکاده
برکار
برکار
برکاردارنده
بر کار کردن
برکاری
بر کاری داشتن
برکاریدن
برکاست
برکاستن
برکاشتن
برکاشتن
برکافتن
برکافوز
برکافوس
برکال
برکان
برکان
<صفحه 2035>