لغت نامه دهخدا

کلمه
برکان
برکان
برکان
برکان
برکانه
برکانی
برکاو
برکاویدن
برکای خان
برکت
برکت آباد
برکت آباد
برکجار
برکجه
برکجی
برکجین
برکد
برکدی
برکر
برکران
برکربادصری
برکردن
بر کردن
برکرده
بر کرسی
برکس
برکست
برکستان
برکستوان
برکسون
<صفحه 2036>