اطلخمام

«لغت نامه دهخدا»

[اِ لِ] (ع مص) اطرخمام. (اقرب الموارد). رجوع به اطرخمام شود. || اطلخمام شب و ابر؛ تیره شدن شب و متراکم گشتن ابر. (از متن اللغه). تاریک شدن شب. || کند شدن بینایی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || اطلخمام امر؛ شدت یافتن آن. || اطلخمام مرد؛ تکبر کردن وی. (از متن اللغه). گردن کشی کردن. (لغت خطی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر