«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) تشنه یافتن مرد ستوران را. و صاحب ستور تشنه شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خداوند چارپای تشنه شدن. (تاج المصادر بیهقی). تشنه شدن ستور مرد. (از اقرب الموارد). || تشنه نمودن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تشنه گردانیدن. (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی). تشنه ساختن کسی را. (از اقرب الموارد). || افزودن بر اظمای اشتران و بند کردن از ورود. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بیشتر کردن اظمای شتران و مانع شدن آنها را از به آبشخور رفتن. (از اقرب الموارد).