«لغت نامه دهخدا»
[اِ لَ] (ع مص) شیر غیل خورانیدن بچه را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب): اغالت المرأه ولدها؛ شیر غیل خورانید... و اغیلته بالتمام مثله. (منتهی الارب). شیر دادن زن بچه خود را در حاملگی. (از اقرب الموارد). || گرد آمدن کسی با زن مرضع: اغال فلان ولده؛ گرد آمد با زن مرضع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به اغیال شود.