«لغت نامه دهخدا»
[اَهْ دُ خوا / خا] (نف مرکب) اندوه خوار. غم خوار. غم خور. غمگین : خجسته بادت نوروز و نیک بادت روز تو شادخوار و بداندیش خوار و انده خوار. فرخی. روا بود که یکی مرد آفرید ایزد و هم زتنش یکی جفت کرده انده خوار. (از جامع الحکمتین ص 233).