انده زدا

«لغت نامه دهخدا»

[اَ دُهْ زَ] (نف مرکب)انده زدای. اندوه زدا. آنکه اندوه را می زداید و ازبین می برد :
زنگ انده گوهر عمرم بخورد
چون کنم انده زدایی مانده نیست.خاقانی.
شوم هم در انده گریزم ز انده
کز انده به انده زدایی نبینم.خاقانی.
داود صوت انده زدای الحان موسیقی سرای
ادریس دم، صنعت نمای، اعجاز پیدا داشته.
خاقانی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر